مدح شهربانو مادر امام سجاد علیهالسلام در ایام ولادت آن حضرت
سلام ای گنجِ برجا مانده از شاهان ساسانی تویی باغِ بهشتِ کاخهای رو به ویرانی سفر از خانۀ اجدادیات شد سِیرِ معراجت سفر از فرش تا عرش، از اهورا تا مسلمانی اسیرت خواندهاند آنان که از نسلِ اسیرانند به بـندِ بـانی آزادیات دنـیـاست زندانی تو اهلِ خانۀ اسرارِ عرشی مَحرم سِرّی غریبه نیستی، همشهـری مِـنّای سلمانی از این پس رعیتت هستند شاهان، شاهبانوها از این پس شهربانویی و شهبانوی سلطانی تو اُمُّالسَّجدهای؛ اُمُّالـدُّعایی؛ مادرِ نوری فراسـوی زبان، اُمُّالصَّحـیـفـه، اُمِّقـرآنی تو اُمُّالرّوضهای؛ اُمُّالبُکایی؛ مادرِ ابری تویی اُمُّالخِـطابه، مادرِ باران و طوفانی عروسِ خـانـدانِ آبی، امـا تـشنـۀ اشکی برای آب، از روزِ مبادا روضه میخوانی تو اقیانوسِ اشکِ روضهخوانان را عَجَمرودی تو پیـونـدِ شهـیدِ کـربـلا با خاکِ ایرانی |